خرید بک لینک

تعدادبرگ: 78 قیمت: 7000

فهرست مطالب

مقدمه

اروپا ازاواسط قرن شانزدهم به مدت صد سال بطور مداوم در جنگ غوطه ور بود چنان که پروتستانها و کاتولیکها برای عقایدشان ملتها برای استقلال خود و طبقات کسب و بازرگان برای آزادی خود میجنگیدند کلیسای رومی که به وسیلهی نهضت پروتستانها متلاطم شد در یک سختگیری مبارزه جویانه و بی رحمانهی ملهم از اسپانیا بر ضد اصلاحاتی که برای عقب راندن موج پروتستانگرایی طراحی شده بود صفوف خود را آلوده کرد. در حدود 1625، اصلاح ستیزان مطمئن شدند که پروتستان گرایی اگر هم شکست نخورده شد قابل کنترل است و روشهای خشونت آمیز را کنار گذاشتند و به تبلیغات فریبنده روی آوردند یک سبک هنری و معماری برای تأمین نیازهای این روح جدید خود عفو کردن پدید آمد. این سبک موسوم به باروک به شکلهای گوناگون هر ناحیه از اروپا را که از محرومیتهای ناشی از جنگ بهبود یافته بود، در نوردید. معماری کلاسیک تا این زمان خود را در هر جا جلوهگر میساخت و با اقتباس و پذیرش جهانی پاروک، تمام قاره برای نخستین مرتبه از قرن سیزدهم در یک نوع معماری با هم سهیم و مشترک شدند.

نخستین بناهایی که در فرانسه بقایای سنت گوتیک را کنار نهادند، از سبک سر سخت ایتالیا استفاده کردند که موجب تولد باروک شد این نخستین ابداع قسمت بهار شدهتری در فرانسه ایجاد کرد که از وسوسه و انجام افراط در ایتالیا و اسپانیا جلوگیری کرد کلیسای سوربن (b) که بوسیلهی ژاک لومرسیه در 635 شروع شد یک از نخستین نمونههای این سبک ایتالیایی در فرانسه بود تزئینات غنی اما استادانهای کلاسیک، فاصله گذاری متنوع سطح متشکل از ستونهای متمرکز بر روی در ورودی مرکزی، و قرار گرفتن یک گنبد جالب توجه سر بالای آنها، ساختمانها و ابنیه بناهای شصت سال پیش رم کرد.

قدرت سیاسی فرانسه در قرن هفدهم موجب ارائه و معرفی سبک جدید به همسایگان شمال آن شد وقتی که جنگ داخلی در انگلستان به پایان رسید و پادشاه از تبعید فرانسه بازگشت، معماری باروک برای یک برنامهی فعال بازسازی الگو قرار گرفت به طوری که شاه خلق بناهای بزرگی مانند کاخ بلنهایم (c) هستیم که به وسیلهی معماران وانبردوهاکسمور ساخته شد.

نمایش و ظاهر با ابهت باروک کمک بزرگ و ماندگاری به سمت کلاسیک بود اگرچه باروک برای دستیابی به آزادی و ابتکار خود بر گسستن همنوایی یا رنسانس و انحراف عمدی منریسم تاکید داشت، معماری باروک در بسیاری از جنبهها به آزادی موجود در معمار کلاسیک روم باستان نزدیک تر بود.

باروک (به فرانسوی: Baroque) روشی است در هنرهای معماری، نقاشی، موسیقی و مجسمهسازی که از اواخر سده ۱۶ (میلادی) در ایتالیا آغاز شد و تا اواخر سده ۱۸ (میلادی) در اروپا رواج داشت و سپس در آمریکای مرکزی و جنوبی مورد توجه قرار گرفت. آزادی در طراحی، شمار زیاد شکلها و درآمیختگی آنها از ویژگیهای این سبک است. ریشه این کلمه احتمالا واژه بارُکو پرتغالی به معنی مروارید صیقلنیافته بوده است.گروهی نیز بر این عقیدهاند که معنای این واژه، پوچ، زشت، مضحک و عوضی است. این واژه در آغاز برای تمسخر این شیوه استفاده میشد. زیرا منتقدان معتقد بودند هرگز نباید بنایی ساخت که از اصول و عناصر بناهای یونیان و رومیان پیروی نکند؛ بناهای کلاسیک باید بر این اصول ساخته شوند و انحراف از آنرا «کژسلیقگی اسفانگیز» میدانستند. اما پس از آنکه این شیوه مورد توجه قرار گرفت، به معنای شکوهمند و پرتجمل استفاده شد. (استیران، هانری. ترجمه روزرخ، نادر. دائره المعارف معماری جهان، انتشارات فرهنگیان، چاپ اول، بهار ۱۳۸۱ )

در ابتدا بهتر است تعریفی از واژه باروک داشته باشیم . باروک در معنی اصلی خود عبارتست از نامنظم، مروارید ناصاف و پرپیچ و تاب و یا غیر عادی . از نظر منتقدین قرن نوزدهم، معماری باروک عبارت است از معماری کلاسیک منحط بی ساختار و دارای تزئینات نمایشی زیاد و عجیب و غریب.

این سبک که در ایتالیا پا گرفت و قسمت اعظم اروپا را هم به زیر پوشش خود درآورد. تقریبا از اوایل قرن 17 تا اواسط قرن 18 در بیشتر کشورهای لاتین گسترش یافت.

باروک نوعی هنر است که در آن قواعد تناسب رعایت نمی شود و همه چیز بنا به حواس هنرمند نمایانده می شود.

این سبک هنری دارای روحی از حرکت و جنبش است که نقطه مقابل سکون کلاسیک است.هنرمندان در باروک بر خلاف دوران کلاسیک با احساس خود حرکت می کنند و احساس را مقدم بر عقل می دانستند.

مفهوم بینهایت

در اواخر قرن هفدهم مشاهده میشود که جهان بینی دوران باروک در رشته ریاضی متوجه بینهایت به عنوان پایهای برای محاسبات علمی میشود. در نقاشی و معماری بینهایت به معنی ترسیمی و هندسی آن در پرسپکتیو مورد استفاده قرار میگیرد تا تاثیری هنرمندانه بیافریند. کاربرد هنرمندانه بینهایت در طبیعت که با معماران منظره ساز فرانسوی اواخر قرن هفدهم آشکار گشت برای نخستین بار در باغها جادههای عریضی دیده میشود که به عنوان عوامل اصلی معماری بکار رفتهاند و این باغها را آشکار ا به فضاهای بی پایان، هدایت میکنند. ورسای با جاده خیره کننده اش که راه به پاریس میبرد مثالی باعظمت، از آفرینش این معماران فرانسوی است. این باغ با اثری که بر بیننده ایجاد میکند نمونهای از دنیای باروک است و تصور هنری بینهایت را در این دوره باقی نگاه میدارد

تاریخچه معماری باروک

به وجود آمدن شیوه باروک در اروپا را میتوان به سه دلیل عمده نسبت داد: اول، جنبش دینپیرایی، رهبران کلیسای کاتولیک را واداشت تا از جذابیتهای هنری برای تبلیغ دین استفاده کنند و به این ترتیب، موقعیت متزلزل خود را بهبود بخشند. به همین دلیل از هنرمندان میخواستند کلیساها را مجلل و باشکوه بسازند. دوم، شاهان اروپا، درپی استقلال یافتن و ثبات قدرتشان، میخواستند با قصرهای باشکوه خود، قدرت خود را به همگان نشان دهند و سوم اینکه، هنرمندان نسبت به شیوه هنری رنسانس و نظم و ثبات آن، معترض بودند و میخواستند در آفرینش هنری آزاد باشند. بررسی سبک باروک با در نظر گرفتن کشفهای علمی سده هفدهم نیز ثمربخش است. دستآوردهای گالیله و نیوتن نمایانگر گرایشی نو به علم بود؛ گرایشی مبتنی بر یگانگی ریاضیات و تجربه. این دو قوانین ریاضی حاکم بر اجسام متحرک را کشف کردند. این کشفها راهگشای اختراعهای نو و پیشرفت تدریجی پزشکی، استخراج معادن، دریانوردی و صنعت در دوره باروک شد. شیوه باروک آمیزه خردگرایی و نفسپرستی، آمیزهای از مادهگرایی و معنویت است.

باروک به دوره ای اطلاق می شود که در آن جریانی نوین در ادبیات، معماری، هنرهای تجسمی و موسیقی پدید آمد که بر عنصر حرکت تأکید ویژه ای داشت.

در این دوره هنری توجه به جزئیات و اغراق بیش از حد در ریزه کاری ها و تزئینات، ذهن هنرمند را درگیر خود می ساخت باروک در حدود سال ۱۶۰۰ در رم متولد شد و خیلی زود در تمام اروپا گسترش یافت و تا قرن هجدهم نیز به حیات خودش ادامه داد. در این دوره به هر چیز غیرکلاسیک و خلاف عادات رایج، باروک گفته می شد، که در واقع قطب مخالف ادبیات و هنر کلاسیک بود. هنرمندان این جریان می کوشیدند تا آثاری را خلق کنند که نظر اشراف زادگان و دهقانان را به خود معطوف دارد و در اصطلاح با آنها سخن بگوید. لازم به ذکر است که باروک هرگز به عنوان یک «مکتب» مطرح نبوده است بلکه یک )جریان( یا )گرایش( ادبی و هنری بود که به مکان و زمان خاصی هم محدود نمی شد.

از این رو می توان باروک را به عنوان یک نگرش فکری مورد بررسی قرار داد. پیروان سبک باروک معتقد بودند که بین حقیقت و خیال، ظاهر و باطن، مرز مشخصی وجود ندارد و کاملاً از هم قابل تفکیک نیستند. شاید آنچه را که خیالی می دانیم، عین واقعیت باشد و شاید هم برعکس، تمام واقعیتهای ذهنی ما همه خیالی بیش نباشد. ایشان بر این باور بودند که زندگی، تئاتری توأم با خواب و بیداری، عشق و عقل، جنون و شیفتگی، خیال و واقعیت است. انسان باید در این نمایش با نقابی بر چهره نقش بازی کند. یعنی باید بازیگر صحنه زندگی خود باشد و بازیگر این صحنه، انسان، باید با گذاشتن نقاب، واقعیت را پنهان کند که این کتمان و بازیگری نوعی خودسازی است، زیرا با تظاهر به خوب و شریف بودن، واقعاً می توان خوب و شریف شد. این نوع تفکر سبب شد تا هنرمندان این جریان دیگر از قدما تقلید و پیروی نکنند، بلکه بیشتر به دنبال چیزهای نو و جدید و خلاف روال معمول باشند.

هنر باروک به دلیل استفاده زیاد از جزئیات و گردش چشم بر آثار آن، هنری پویا و متحرک است.باروک همچنین، هنر تظاهر و تلألو است و بر پایه شباهت و قرینه سازی بنا شده است. این جریان ابتدا در هنر معماری ظاهر شد و به تدریج در ادبیات، هنرهای تجسمی و موسیقی رسوخ کرد.در معماری سبک باروک به نمای ظاهری، دکور و تزئینات بسیار اهمیت داده می شد. همه چیز برپایه شباهت، قرینه سازی، مقایسه و مقابله ساخته می شد. در این شیوه به دلیل استفاده از انحنا، قوس ها و خطوط مدور و حلزونی، به نظر می رسد که همه چیز در حال پرواز، سقوط یا از دست دادن تعادل است. همه چیز در معماری سبک باروک نشان از حرکت و عدم توقف و سکون دارد و این چنین بیننده را نیز به حرکت تشویق می کند. بیننده هرگز نگاهش به یک نقطه ثابت نمی شود. طرح نما چنان است که او را به حرکت وا می دارد تا برای تماشای کل نما به دور آن بچرخد.

در معماری باروک ماهیت اصلی آفریده ها عبارتند از :

ایجاد هماهنگی وهنجار در میان عناصر ومضامینی گوناگون ودرهم آمیخته ، طرحی فراخ ودر مقیاس بزرگ در فضای شکوهمند وابهت انگیز ، واز طرفی هدف اصلی باروک تعبیه فضایی کلی در مرکز ومنظم کردن فضاهای فرعی ونمای ورودی . اصلی بنا را سرانجام بخدمت گرفتن عناصر اصلی پیکرتراشی ونقاشی وسایر هنرهای تزیینی برای ایجاد اثری کامل . معماری باروک دارای صلابت ساختمانی وجسامت و ابهتی خاص خود بود، که بعدها شیوه «روکوکو» از آنها کاست وبر خاصیت سبکی ، ریز نقشی وشادی انگیزی وزینت تزیینی سطحی می افزود و عدم تقارن در تزیینات را پیشه کرد

سبک باروک اگرچه باشکوه بود ولی اولین سبک اروپایی بود که به یک اتاق، واقعا به عنوان مکانی برای زندگی نگریست. همچنین در این سبک برای اولین بار وسایل و اثاثیه ی مختلف، به جای اینکه جزئی از معماری یا یک یادگاری تاریخی باشد برای هماهنگی با یکدیگر ساخته شده بودند.

معماری باروک، دراوایل قرن هفهم در ایتایلا شروع شد، لغت روم انسان گرایی (humanist Roman) معماری رنسانس رابه خود گرفت و آن را و آن رابه سبک جدید بیانی ، تئاتری ، مجسمه سازی مورد استفاده قرار داد.

که بیانگر پیروزی کلیسای ودولت معتقد به قوای نامحدود الهی بود. اهتمامات معماری جدید برای رنگ، نور و سایه ارزش های مجسمه سازی سبک معماری باروک را مشصخه گذاری می کند. اما وقتی که رنسانس روی ثروت و قدرت محکمه های ایتالیا حاکم شد و ترکیب از نیروهای سکولار و مذهبی گردید، معماری باروک حداقل به طور مستقیم به حرکت ضد اصطلاحات ،حرکت که در کلیسای کاتولیک برای اصلاح کردن خودش درپاسخ به اصلاحات پروتستان بود مرتبط می شد.معمولاًشورای ترنت(trent )( 1563-1545) بعنوان آغازگر ضد اصلاحات مطرح شد. (کیهان فرهنگی، سبک باروک در ادبیات غنایی اروپا، محمدرضا امینی، شماره ۱۲۲، ۱۳۷۴ )

باروک به یک نیاز برای معماری تبدیل شد که از یک طرف در احساسات عواطف قابل دسترس تربود و از طرف دیگرنمود هویدای ثروت و قدرت کلیسا بود. سبک جدیدخود رابه طورخاص در بافت ترکیبات مذهبی جدید مانند تیتنیز ( Teatines) و سیوعیون (sesuits) نشان داد که هدف آن بهبود دادن پارسایی و پرهیز کاری مردم بود.تا اواسط قرن هفدهم سبک معماری باروک تجلی سکولار خود را به صورت کاخ های بزرگ بدست آورد که اولین آنها در فراسنه به نام ( Chateau de maisons) (سال 1647) نزدیک پاریس از فرانیس من استار بود و پس در سراسر اروپا گسترش داشت.


برچسب: تاریخچه معماری باروک,تاریخ معماری باروک, نویسنده: آرین امینی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 6:51

صفحه بندی